دیکشنری فارسی

glomerulate

معنی فارسی

کلاله اي، خوشه اي،

تنظيم شده در خوشه هاي کوچک.

معنی کامل و مثال‌ها

/glō mer´yōō lit,-lāt´/adj.

● به صورت خوشه‌های متراکم انباشته شده، هم خوشه، توده‌ی کوچک و متراکم، گویینه دار

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن