دیکشنری فارسی

gloss (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/glôs, gläs/n., vt., vi.

● توضیح یا ترجمه‌ی متن (که بین سطور متن اصلی نگاشته می‌شود)، حواشی، تفسیر، سفرنگ، حاشیه نویسی کردن، توضیح و تفسیر کردن، ویراستن، ویرایش کردن

● به طور غلط تفسیر کردن، تحریف کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن