دیکشنری فارسی

glove

UKglʌv USglʌv

معنی فارسی

دستکش دستکش پوشاندن

معنی کامل و مثال‌ها

/gluv/n., vt.

دستکش

to wear gloves

دستکش دست کردن

(ورزش) دستکش بکس (معمولا: boxing glove)، دستکش بیس‌بال

دستکش تولید کردن

دستکش دار کردن

we gloved them

دستکش به دستشان کردیم.

(در بیس بال) توپ را با دستکش گرفتن

* handle with velvet gloves

با ملایمت رفتار کردن با، سختگیری نکردن

* put on the glove

(عامیانه) مشت بازی کردن، بکس بازی کردن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the handwear used by fielders in playing baseball
  2. handwear: covers the hand and wrist
  3. boxing equipment consisting of big and padded coverings for the fists of the fighters; worn for the sport of boxing

واژه‌های دیگر با معنی «دستکش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن