glug
معنی فارسی
قل قل قل قل کردن شر شر کردن قرت قرت نوشيدن باعجله خوردن
معنی کامل و مثالها
/glug/n., vt., vi.
● قل قل (مثل صدای آب که از بطری سرازیر بیرون میآید)
● قل قل کردن، شر شر کردن
● قورت قورت نوشیدن، (آبگونهای را) با عجله خوردن
● جرعه، قورت
تعریف انگلیسی
verb
- make a gurgling sound as of liquid issuing from a bottle “the wine bottles glugged” “Something ----s” “Somebody ----s”