gluttonize معنی فارسی پرخوري کردن پرخوردن واژههای دیگر با معنی «پرخوري کردن» overeat پر خوردن، پرخوري کردن stodge درگل ولاي ماندن، در وهل ماندن.، مطلب ملال انگيز