دیکشنری فارسی

glycogen

US'glaıkədʒın

معنی فارسی

ماده نشاسته اي درجگر ،

ماده شکرزادربافته هاي حيواني

معنی کامل و مثال‌ها

/glī´kǝ jǝn, -jen´/n.

● (شیمی - نوعی پلی ساکارید به فرمول: C6H10O5 که در نسج‌های حیوانی بویژه عضلات و کبد یافت می‌شود) گلیکوژن، نشاسته‌ی حیوانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. one form in which body fuel is stored; stored primarily in the liver and broken down into glucose when needed by the body

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن