دیکشنری فارسی

glycogenic

معنی فارسی

توليدکننده شکردربافته هاي حيواني (بويژه

جگر)

معنی کامل و مثال‌ها

/-jen´ik/adj.

● (شیمی) وابسته به گلیکوژن، مربوط به تولید گلیکوژن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to or involving glycogen “Pertains to noun: glycogen”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن