glyptic
معنی فارسی
مربوط بحکاکي (جواهر)
معنی کامل و مثالها
/glip´tik/adj.
● وابسته به کنده کاری و حکاکی (به ویژه در مورد سنگ جواهر)، وابسته به تراش جواهر
مربوط بحکاکي (جواهر)
/glip´tik/adj.
● وابسته به کنده کاری و حکاکی (به ویژه در مورد سنگ جواهر)، وابسته به تراش جواهر
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن