دیکشنری فارسی

gnar or gnarr

معنی کامل و مثال‌ها

/när/vi.

● (نادر) غریدن، خروشیدن، دندان قروچه کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن