دیکشنری فارسی

gnash

UKnæʃ

معنی فارسی

دندان قرچه کردن دندان بهم فشردن

معنی کامل و مثال‌ها

/nash/vt., vi., n.

● (به واسطه‌ی خشم یا درد) دندان‌ها را به‌هم ساییدن، دندان قروچه کردن، دندان به‌هم کوفتن، (با ساییدن دندان‌هابه‌هم) گاز گرفتن

his teeth gnashed in anger

از شدت خشم دندان قروچه می‌کرد.

● دندان قروچه، دندان سایش، دندان‌سایی، به‌هم فشردن دندان‌ها، سودن دندان

تعریف انگلیسی

verb
  1. grind together, of teeth “Somebody ----s something”

مترادف‌ها

verb active
Strike together (the teeth), grind.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن