دیکشنری فارسی

gnash

UKnæʃ

معنی فارسی

دندان قرچه کردن دندان بهم فشردن

معنی کامل و مثال‌ها

/nash/vt., vi., n.

(به واسطه‌ی خشم یا درد) دندان‌ها را به‌هم ساییدن، دندان قروچه کردن، دندان به‌هم کوفتن، (با ساییدن دندان‌هابه‌هم) گاز گرفتن

his teeth gnashed in anger

از شدت خشم دندان قروچه می‌کرد.

دندان قروچه، دندان سایش، دندان‌سایی، به‌هم فشردن دندان‌ها، سودن دندان

مترادف‌ها

verb active
Strike together (the teeth), grind.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن