gnash
UKnæʃ
معنی فارسی
دندان قرچه کردن دندان بهم فشردن
معنی کامل و مثالها
/nash/vt., vi., n.
● (به واسطهی خشم یا درد) دندانها را بههم ساییدن، دندان قروچه کردن، دندان بههم کوفتن، (با ساییدن دندانهابههم) گاز گرفتن
his teeth gnashed in anger
از شدت خشم دندان قروچه میکرد.
● دندان قروچه، دندان سایش، دندانسایی، بههم فشردن دندانها، سودن دندان
مترادفها
verb active
Strike together (the teeth), grind.