دیکشنری فارسی

gnomon

معنی فارسی

عقربه ميل عقربه شاخص شاخص

معنی کامل و مثال‌ها

/nō´män´/n.

● تیغه یا عقربه‌ی ساعت آفتابی، تیغه‌ی زمان نمای خورشیدی (که از طول سایه‌ی آن وقت روز را تعیین می‌کردند)

● (هندسه) مانده‌ی متوازی‌الاضلاع پس از آنکه متوازی‌الاضلاع مشابه ولی کوچکتری از یکی از زاویه‌های آن حذف گردد، ستون یا میله‌ی عمود بر سطح افق، علم، شاخص

تعریف انگلیسی

noun
  1. indicator provided by the stationary arm whose shadow indicates the time on the sundial

مترادف‌ها

noun
Style (of a dial).

واژه‌های دیگر با معنی «عقربه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن