دیکشنری فارسی

go to sleep

معنی فارسی

اصطلاحي براي توقف کاميپوتر يا عدم امکان

انجام عملي توسط کامپيوتر به دليل گرفتار

شدن در يک حلقه نامحدود

تعریف انگلیسی

verb
  1. prepare for sleep “I usually turn in at midnight” “He goes to bed at the crack of dawn” “Somebody ----s”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن