go-ahead
معنی فارسی
متهوردرکار دلدار پيشرونده
معنی کامل و مثالها
/gō´ǝ hed´/adj., n.
● (معمولا با the) اجازهی شروع، دستور آغاز
● در حال پیشرفت بدون درنگ، پرفعالیت
● فشارآور
تعریف انگلیسی
noun
- a signal to proceed
- readiness to embark on bold new ventures