دیکشنری فارسی

go-ahead

معنی فارسی

متهوردرکار دلدار پيشرونده

معنی کامل و مثال‌ها

/gō´ǝ hed´/adj., n.

(معمولا با the) اجازه‌ی شروع، دستور آغاز

در حال پیشرفت بدون درنگ، پرفعالیت

فشارآور

تعریف انگلیسی

noun
  1. a signal to proceed
  2. readiness to embark on bold new ventures

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن