دیکشنری فارسی

go-by

معنی فارسی

عبورازپهلوي کسي بدون توجه باو ، عدم ،

برکناري ، گريز ، طفره

معنی کامل و مثال‌ها

/gō´bī´/n.

● عبور (بدون سلام و علیک یا ادای احترام)، گذشت

* give (or get) the go-by

بی اعتنایی کردن، محل نگذاشتن، بی محلی کردن، مورد بی محلی قرار گرفتن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن