دیکشنری فارسی

go-cart

معنی فارسی

چارچوب غلتکدارکه کودکان دست خودرابدان

گرفته راه رفتن مياموزن

معنی کامل و مثال‌ها

/gō´kärt´/n.

● کالسکه‌ی بچه، صندلی چرخدار بچه

● (در قدیم) کالسکه‌ی سبک و تندرو

● (چهار چرخه‌ی کوچک موتوردار که در فانفارها وبرای تفریح به کار می‌رود)، گوکارت، روروک

● چرخ دستی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an enclosing framework on casters or wheels; helps babies learn to walk
  2. a small vehicle with four wheels in which a baby or child is pushed around
  3. wheeled vehicle that can be pushed by a person; may have one or two or four wheels “he used a handcart to carry the rocks away” “their pushcart was piled high with groceries”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن