gobble (2)
معنی کامل و مثالها
/gäb´ǝl/vt., vi.
● با حرص و ولع خوردن، لپ لپ خوردن، بلعیدن، لف لف خوردن، لمباندن، هلپهلپ خوردن، بنکشیدن
the bear caught and gobbled the fish in an instant
خرس در یک لحظه ماهی را گرفت و بلعید.
● قاپیدن، در ربودن
customers gobbled up the shares entirely
مشتریان مشتاقانه کلیهی سهام را خریدند.