دیکشنری فارسی

goby

معنی فارسی

عبور از پهلوي کسي بدون توجه به او، رهايي ،

طفره ، پيشگيري.

معنی کامل و مثال‌ها

/gō´bē/n., pl.

● (جانور شناسی) گوبی (ماهی‌های ریز دریاهای گرمسیر از تیره‌ی Gobiidae که دارای پره‌های تیغ‌مانندی می‌باشد)

تعریف انگلیسی

noun
  1. small spiny-finned fish of coastal or brackish waters having a large head and elongated tapering body having the ventral fins modified as a sucker

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن