دیکشنری فارسی

godchild

UKgɔdtʃaild

معنی فارسی

طفل تعميدي

معنی کامل و مثال‌ها

/gäd´chīld´/n., pl.

● (در مسیحیت) ((پسر خوانده‌ی روحانی)) یا ((دختر خوانده‌ی روحانی)) (در مذهب کاتولیک هنگام تعمید طفل کسی که بانی تعمید است ((پدر خوانده‌ی روحانی)) یا ((مادر خوانده‌ی روحانی)) نامیده می‌شود و طفل ((پسر خوانده‌ی روحانی)) یا ((دختر خوانده‌ی روحانی)) نامیده می‌شود)، فرزند تعمیدی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an infant who is sponsored by an adult (the godparent) at baptism

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن