دیکشنری فارسی

godfather

UKgɔdfɑːðər US'gɔd'fɔðə

معنی فارسی

پدرتعميدي ،

کسيکه نام اوراروي شخص ياچيزي بگذارند ،

نام گذار

معنی کامل و مثال‌ها

/gäd´fä´thǝr/n.

پدر تعمیدی، پدر خوانده روحانی (رجوع شود به: godchild)

تعریف انگلیسی

noun
  1. any man who serves as a sponsor for a child at baptism
  2. someone having a relation analogous to that of a male sponsor to his godchild

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن