دیکشنری فارسی

godforsaken

UKgɔdfəseikən

معنی فارسی

بيابان دشت صحرا متروک ويران

معنی کامل و مثال‌ها

/-fǝr sā´kǝn/adj.

● لعنتی، نابکار، شریر، بدکردار

● متروک، خرابه، منزوی، متروکه

● پریشان حال

تعریف انگلیسی

adjective
  1. located in a dismal or remote area; desolate “a desert island” “a godforsaken wilderness crossroads” “a wild stretch of land” “waste places”

واژه‌های دیگر با معنی «بيابان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن