دیکشنری فارسی

godmother

UKgɔdmʌðər US'gɔd'mʌðə

معنی فارسی

مادرتعميدي نام گذاربچه

معنی کامل و مثال‌ها

/gäd´muth´ǝr/n.

● مادر تعمیدی، مادر خوانده‌ی روحانی (رجوع شود به: godchild)

تعریف انگلیسی

noun
  1. any woman who serves as a sponsor for a child at baptism

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن