پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
goiterogenic
معنی فارسی
اياد کننده تورم غده تيروئيد (درقي.)
ايجاد کننده گواتر.
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن