gong
USgɔŋ
معنی فارسی
زنگي که از صفحه لب برگردانده تشکيل شده
و چکشي آهسته بر آن ميزند
معنی کامل و مثالها
/gôŋ, gäŋ/n.
● (نوعی آلت ضربی مشتمل بر صفحهی فلزی بشقاب شکلی که با نواختن چکش چوبی آن را به صدا در میآورند) گانگ
● ناقوس نعلبکی شکل
● (انگلیس - خودمانی) مدال
تعریف انگلیسی
verb
- a percussion instrument consisting of a metal plate that is struck with a softheaded drumstick
- a percussion instrument consisting of a set of tuned bells that are struck with a hammer; used as an orchestral instrument
- sound a gong “Somebody ----s something”