دیکشنری فارسی

gong

USgɔŋ

معنی فارسی

زنگي که از صفحه لب برگردانده تشکيل شده

و چکشي آهسته بر آن ميزند

معنی کامل و مثال‌ها

/gôŋ, gäŋ/n.

● (نوعی آلت ضربی مشتمل بر صفحه‌ی فلزی بشقاب شکلی که با نواختن چکش چوبی آن را به صدا در می‌آورند) گانگ

● ناقوس نعلبکی شکل

● (انگلیس - خودمانی) مدال

تعریف انگلیسی

verb
  1. a percussion instrument consisting of a metal plate that is struck with a softheaded drumstick
  2. a percussion instrument consisting of a set of tuned bells that are struck with a hammer; used as an orchestral instrument
  3. sound a gong “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن