دیکشنری فارسی

good nature

UKgudneitʃər

معنی فارسی

خوش خويي خوش خلقي

معنی کامل و مثال‌ها

● طینت خوش، طبیعت خوب، پاک نهادی، مهربانی، خوش برخوردی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a cheerful, obliging disposition

مترادف‌ها

noun
Kindliness, amiability, goodwill, good feeling, kind heartedness, fellowfeeling.

واژه‌های دیگر با معنی «خوش خويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن