دیکشنری فارسی

good-looking

معنی فارسی

خوشگل زيبا شکيل خوش منظر

معنی کامل و مثال‌ها

/good´look´iŋ/adj.

خوش سیما، خوشگل، زیبا، خوش ظاهر، خوش تیپ

my father was a good-looking man

پدرم مرد خوش قیافه‌ای بود.

واژه‌های دیگر با معنی «خوشگل»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن