دیکشنری فارسی

good-sized

معنی کامل و مثال‌ها

/good´sīzd´/adj.

● بزرگ، بزرگ اندام، نسبتا بزرگ، جادار

a good-sized football player

فوتبالیست درشت اندام

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن