دیکشنری فارسی

goodman

US'gu:dmən

معنی فارسی

بزرگترخانه بزرگ خانواده سالار

معنی کامل و مثال‌ها

/good´mǝn/n., pl.

● (قدیمی)

● سرپرست خانواده، نان آور، شوهر، آقای منزل

● (تیتر یا عنوان مرد که از جنتلمن یک درجه پایین‌تر بود) گودمن، آقا

goodman Brown

آقای براون

تعریف انگلیسی

noun
  1. United States clarinetist who in 1934 formed a big band (including black as well as white musicians) and introduced a kind of jazz known as swing (1909-1986)

مترادف‌ها

noun
1. Gaffer.
2. Husband, master of the house.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن