دیکشنری فارسی

goodwife

معنی فارسی

بانوي خانه ياخانواده

معنی کامل و مثال‌ها

/good´wīf´/n., pl.

(قدیمی)

زن خانه، کدبانو

(تیتر یا عنوان خانم‌ها که از lady یک درجه پایین‌تر بود) خانم، خاتون

مترادف‌ها

noun
1. Goodwoman, goody, gammer.
2. Wife, housewife, mistress of the house.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن