دیکشنری فارسی

goody-goody

معنی کامل و مثال‌ها

/good´ē good´ē/adj., n.

● زاهد متظاهر، مذهبی‌نما

● (عامیانه) آدم مذهبی‌نما، آدم ریاکار

some of the goody-goody pilgrims kept criticizing others

برخی از زوار اهل ریا و سالوس مرتبا از دیگران خرده می‌گرفتند.

● متظاهر، ریاکار، ظاهرساز (goody-two-shoes هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. a person who behaves extremely well in order to please a superior
  2. affectedly or smugly good or self-righteous

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن