gooey
UKguːiː
US'gu:i:
معنی فارسی
چسبنده ، چسبناک، کاملا احساساتي.
شيرين و چسبناک
بيش از حد احساساتي، سانتي مانتال
معنی کامل و مثالها
/gōō´ē/adj.
● (آمریکا - خودمانی)
● چسبان، شیره مانند، سریش مانند، چسبناک، نوچ
don't touch my clothing with your gooey fingers!
با انگشتان چسبناکت دست به لباسم نزن!
● شیرین و چسبناک
● بیش از حد احساساتی، سانتی مانتال
I can't stand gooey scenes
تاب تحمل صحنههای بسیار احساساتی و مصنوعی را ندارم.