goof
USgu:f
معنی فارسی
شخص احمق و کودن ، ادم ساده ، اشتباه ، سهو،
اشتباه کردن ، خطا کردن ، ازکارطفره رفتن.
معنی کامل و مثالها
/gōōf/n., vi.
● آدم ساده لوح، آدم خر، آدم زودباور
● اشتباه (احمقانه)، گاف، سهو
● اشتباه کردن، (عامیانه) گاف کردن
I goofed and called Jamal, Jamileh
اشتباه لپی کردم و جمال را جمیله صدا زدم.
● (معمولا با: off یا around) اتلاف وقت کردن، وظیفه نشناسی کردن، ول گشتن
instead of studying he used to goof off
به جای مطالعه اوقات خود را به بطالت میگذراند.
تعریف انگلیسی
verb
- a man who is a stupid incompetent fool
- a person who amuses others by ridiculous behavior “I blundered during the job interview” “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “Somebody ----s something (for: blunder)”