دیکشنری فارسی

goosey or goosy

معنی کامل و مثال‌ها

/gōōs´ē/adj.

● غاز مانند، غازی

● احمق، کم عقل، نابخرد

● (خودمانی) قلقلکی، نازک نارنجی، عصبی

● به کسی اطلاق می‌شود که اگر به او دست بزنید از جا می‌پرد

his brother is a goosey man

برادر او مردی است که اگر به او دست بزنی یکه می‌خورد (از جامی‌پرد).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن