دیکشنری فارسی

gordian

US'gɔ:dıən

معنی فارسی

وابسته به پادشاه فريجيه ، لاينحل ،

پيچيده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. extremely intricate; usually in phrase `Gordian knot'

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن