gorgonize
معنی فارسی
باسيماي بدنگريستن
معنی کامل و مثالها
/gôr´gǝn īz´/vt.
● (با نگاه) تبدیل به سنگ کردن، (مجازی) با نگاه مبهوت و مرعوب کردن
● (جغرافی) سخت شدن گدازهی روان
باسيماي بدنگريستن
/gôr´gǝn īz´/vt.
● (با نگاه) تبدیل به سنگ کردن، (مجازی) با نگاه مبهوت و مرعوب کردن
● (جغرافی) سخت شدن گدازهی روان
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن