دیکشنری فارسی

gouty

UKgautiː US'gautı

معنی فارسی

نقرسي نقرس دار بادکرده متورم

معنی کامل و مثال‌ها

/gout´ē/adj.

● نقرسی، مبتلا به نقرس

● نقرس مانند، ناشی از نقرس، نقرس زا

● تورم نقرسی، متورم در اثر نقرس

the old man's gouty fingers

انگشتان نقرسی (و باد کرده‌ی) پیرمرد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. suffering from gout

مترادف‌ها

adjective
Podagric, podagrical.

واژه‌های دیگر با معنی «نقرسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن