gouty
UKgautiː
US'gautı
معنی فارسی
نقرسي نقرس دار بادکرده متورم
معنی کامل و مثالها
/gout´ē/adj.
● نقرسی، مبتلا به نقرس
● نقرس مانند، ناشی از نقرس، نقرس زا
● تورم نقرسی، متورم در اثر نقرس
the old man's gouty fingers
انگشتان نقرسی (و باد کردهی) پیرمرد
تعریف انگلیسی
adjective
- suffering from gout
مترادفها
adjective
Podagric, podagrical.