governer معنی فارسی گاورنر واژههای دیگر با معنی «گاورنر» constant-speed propeller ملخي که سيستم کنترل آن داراي يک گاورنر و، يک فيدبک بوده و گام ملخ را به منظور ثابت، نگه داشتن سرعت دوران تنظيم ميکند gas governor وسيله تنظيم گاز، ناظم گاز، گاورنر گاز throttling type governor تنظيم کننده نوع ساساتي، رگولاتور نوع ساساتي، گاورنر نوع ساساتي