governess
UKgʌvnəs
US'gʌvənəs
معنی فارسی
بانوي اموزگار اموزگارزنانه معلمه سرخانه زن فرماندار
معنی کامل و مثالها
/guv´ǝr nis/n.
● معلمه سرخانه، معلم خصوصی (زن)، لله، دایه، زنی که اجیر شده است در خانهای زندگی کند و آموزش کودک (یا کودکان) منزل را به عهده دارد
● (مهجور) حاکمه، حاکم یا فرماندار مونث
مترادفها
noun
Governante, instructress, tutoress.