دیکشنری فارسی

governess

UKgʌvnəs US'gʌvənəs

معنی فارسی

بانوي اموزگار اموزگارزنانه معلمه سرخانه زن فرماندار

معنی کامل و مثال‌ها

/guv´ǝr nis/n.

معلمه سرخانه، معلم خصوصی (زن)، لله، دایه، زنی که اجیر شده است در خانه‌ای زندگی کند و آموزش کودک (یا کودکان) منزل را به عهده دارد

(مهجور) حاکمه، حاکم یا فرماندار مونث

مترادف‌ها

noun
Governante, instructress, tutoress.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن