gradient
UKgreidiənt
معنی فارسی
شيب خيزوافت نسبي درگرماسنج ومانندان ،
راه رونده ، شيب دار
معنی کامل و مثالها
/grā´dē ǝnt/adj., n.
● (راه آهن و جاده سازی) شیب یکنواخت، سرازیر یا سربالا، میزان شیب، شیب
this road's gradient rises gradually
شیب این راه به تدریج زیاد میشود.
● (زیست شناسی) بر آورد و درجه بندی میزان رشد و سوخت و ساز در جنین یا اندام یا سازواره
● (ریاضی و فیزیک) گرادیان، زینه مندی، ضریب زاویه، گرایند
* gradienter, n.
شیبنما، شیب سنج (gradiometer هم میگویند)
تعریف انگلیسی
noun
- a graded change in the magnitude of some physical quantity or dimension
- the property possessed by a line or surface that departs from the horizontal “a five-degree gradient”
مترادفها
noun
Grade, rate of ascent or of descent.