دیکشنری فارسی

graffito

معنی فارسی

تصويرياخط تصويري ناقص که برديوارويرانه

ياگورستان کهنه ديده م

معنی کامل و مثال‌ها

/grǝ fēt´ō/n., pl.

● (بیشتر به صورت جمع به کار می‌رود) شعار یا هرچیز دیگری که بر دیوار اماکن عمومی و غیره نوشته شده، دیوار نبشته، شعار دیواری

the walls of the bathroom were covered with graffiti

دیوارهای مستراح پراز دست نوشته بود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a rude decoration inscribed on rocks or walls

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن