دیکشنری فارسی

gramicidin

معنی فارسی

دسته اي از داروهاي پادزي که از باسيلهاي

خاک زي به دست ميآيد و درمبارزه با

بيماريهاي باکتريدار کاربرد دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/gram´i sīd´'n/n.

● (داروسازی) دسته‌ای از داروهای پادزی (آنتی‌بیوتیک پلی‌پپتید) که از باسیل‌های خاک زی (Bacillus brevis) به دست می‌آید و در مبارزه با بیماری‌های باکتری‌دار (به ویژه در پوست و چشم‌ها) کاربرد دارد

تعریف انگلیسی

noun
  1. an antibiotic produced by a soil bacterium; used chiefly as an antiseptic in treating local infections produced by Gram-positive bacteria

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن