دیکشنری فارسی

grand prix

معنی فارسی

يک دوره مسابقه بين المللي بين اسبهاي سه

ساله در فرانسه ، مسابقه حرکات و پرش اسب

بين سوارکاران ماهر بصورت انفرادي ياگروهي

معنی کامل و مثال‌ها

/grän prē´, grand´prē´/

● (فرانسه - ورزش) جایزه‌ی ممتاز، مدال اول، مسابقه‌ی بزرگ (ماشین رانی و غیره)

تعریف انگلیسی

noun
  1. one of several international races

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن