دیکشنری فارسی

grand tour

معنی فارسی

سفر و سياحتي که جوانان اشراف زاده انگليسي

بعنوان قسمتي ازتعليم وتربيت خود ميکردند.

معنی کامل و مثال‌ها

● (انگلیس) سفر برون مرزی اشراف زادگان انگلیسی پس از پایان تحصیلات

● گردش برای بررسی، سیاحت برای آموزش

they gave us a grand tour of the palaces

آنها ما را به گردشی جهت بررسی کاخ‌ها بردند.

تعریف انگلیسی

noun
  1. an extended cultural tour of Europe taken by wealthy young Englishmen (especially in the 18th century) as part of their education
  2. a sightseeing tour of a building or institution

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن