grand tour
معنی فارسی
سفر و سياحتي که جوانان اشراف زاده انگليسي
بعنوان قسمتي ازتعليم وتربيت خود ميکردند.
معنی کامل و مثالها
● (انگلیس) سفر برون مرزی اشراف زادگان انگلیسی پس از پایان تحصیلات
● گردش برای بررسی، سیاحت برای آموزش
they gave us a grand tour of the palaces
آنها ما را به گردشی جهت بررسی کاخها بردند.
تعریف انگلیسی
noun
- an extended cultural tour of Europe taken by wealthy young Englishmen (especially in the 18th century) as part of their education
- a sightseeing tour of a building or institution