grandee
معنی فارسی
کسيکه ازخانواده بزرگ واصيل باشد ، اصل زاده ،
نجيب
معنی کامل و مثالها
/gran dē´/n.
● (اسپانیا و پرتغال) اشرافی درجهی یک
● مرد عالی رتبه، بزرگمرد
تعریف انگلیسی
noun
- a nobleman of highest rank in Spain or Portugal
مترادفها
noun
Nobleman, noble, lord.