دیکشنری فارسی

grandee

معنی فارسی

کسيکه ازخانواده بزرگ واصيل باشد ، اصل زاده ،

نجيب

معنی کامل و مثال‌ها

/gran dē´/n.

● (اسپانیا و پرتغال) اشرافی درجه‌ی یک

● مرد عالی رتبه، بزرگمرد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a nobleman of highest rank in Spain or Portugal

مترادف‌ها

noun
Nobleman, noble, lord.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن