پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
grandmamma
معنی فارسی
مادبزرگ (بزبان کودکان)
نه نه جان
بي بي
مترادفها
noun
Grandmother.
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن