grandmotherly
UKgrænmʌðəliː
US'grænd'mʌðəlı
معنی فارسی
مادربزرگ وار جده وار
معنی کامل و مثالها
/-lē/adj.
● وابسته به مادر بزرگ، مادر بزرگانه
● مهربان
● (عامیانه) عصبی و ایرادی