دیکشنری فارسی

granuloma

معنی فارسی

گرانولوم

معنی کامل و مثال‌ها

/gran´yōō lō´mǝ, -yǝ-/n., pl.

● (پزشکی) گرانولوم (برآمدگی و سفت و دانه دانه شدن نسج در اثر عفونت)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tumor composed of granulation tissue resulting from injury or inflammation or infection

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن