دیکشنری فارسی

granulose

معنی فارسی

ماده اصلي نشاسته که اب دهان انراشيرين

ميسازد

معنی کامل و مثال‌ها

/gran´yōō lōs´, -yǝ-/adj.

رجوع شود به: granular

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن