دیکشنری فارسی

graph (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/graf, gräf/n.

● (زبان شناسی) هر علامتی که نمایشگر واک یا هجا (سیلاب) و غیره باشد، املای واژه، کاربرد حروف الفبا در واژه (رجوع شود به: grapheme)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن