دیکشنری فارسی

graph _

معنی کامل و مثال‌ها

/graf, gräf/

● (پسوند)

● ... نگار، ... نویس [telegraph]

● نگاشته شده، ... نگاشت [monograph]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن