graphics, business معنی فارسی گرافيک تجارت واژههای دیگر با معنی «گرافيک» color graphics گرافيک رنگي calligraphic graphics گرافيک خطاطي passive graphics گرافيک منفعل analytical graphics گرافيک تحليلي، نگاره سازي تحليلي management graphics گرافيک مديريت turtle graphics گرافيک لاک پشتي road movement graph گرافيک راهپيمايي، منحني مسير راهپيمايي bit mapped graphics گرافيک نگاشت ذره يي low res graphics گرافيک با وضوح پايين bit map ناحيه اي در کامپيوتر که براي گرافيک، نگهداري شده است، آرايه اي از بيت ها که وضعيت خاموش يا